الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
193
ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )
با مادهى خويش مىآميزد ، و همانند حيوانات نرى كه از طغيان شهوت بهيجان آمدهاند با او در آميخته باردارش مىكند . اين حقيقت را مىتوان با چشم مشاهده كرد . من همچون كسى نيستم كه با دليلى ضعيف مطلبى را بگويم و اگر كسى خيال كند كه باردار شدن طاوس وسيلهى قطرات اشكى است كه اطراف چشم جنس نر حلقه مىزند و طاوس ماده آن را مىنوشد ، و سپس بدون آميزش با نر ، بلكه در اثر همان اشكها ، تخمگذارى مىكند ، اين افسانهء بى اساسى است ، ولى اين عجيبتر از افسانهء توليد مثل كلاغ نيست . ( 320 . ) ( به هر حال ) چنين به نظر مىآيد كه نىهاى پر طاوس همچون شانههائى است كه از نقره ساخته شده ، و آنچه بر آنها روئيده است ، يعنى دائرههاى شگفت انگيز و خورشيدهائى كه روى آنها نقش گرديده همچون طلاى خالص ، و پارههائى است از زبرجد ! . . . اگر بخواهى آن را به آنچه زمين ( به هنگام بهار ) رويانيده تشبيه كنى خواهى گفت دسته گلى است كه از شكوفههاى گوناگون تمام گلهاى بهارى چيده شده ، و چنانچه بخواهى آن را به پوشيدنىها مانند نمائى خواهى ديد همچون پارچههاى زيباى پر نقش و نگار يا همچون پردههاى رنگارنگ يمنى است ، و هر گاه دوست داشته باشى با زيورها آن را مقايسه نمائى . همچون نگينهاى رنگارنگى است كه در نوارى از نقره كه با جواهر زينت شده است ، قرار گرفته باشد ، همچون كسى كه به خود مىبالد با عشوه و ناز قدم بر مىدارد ، گاهى سر را بر مىگرداند و به بالها و دمش خيره خيره نگاه مىكند ناگاه از جمال دل آرائى كه پر و بالش به او بخشيده ، و رنگآميزيهائى كه همچون لؤلؤ و جواهر به هم آميخته است قهقه سر مىدهد ، اما آن گاه كه به پاهايش نظر مىافكند آن چنان با گريه فرياد مىكشد استغاثه و ناله جانكاهش از آن به خوبى آشكار مىگردد ، و گواه صادق دردى است كه در درون دارد ، چه اين كه پاهايش همچون پاهاى خروس خلاسى باريك و زشت است و در يك سوى ساق پايش ناخنكى مخفى روئيده است ، و در موضع يال كاكلى سبز رنگ و پر خال برايش قرار داده شده ، گردنش ، همچون ابريق ، و از گلوگاه تا روى شكمش به رنگ و سمه يمانى است ،